*** (4) شمس الدّین محمّد حافظ ***
گر من آلوده دامنم چه عجب همه عالم گواه عصمت اوست
من و دل گر فدا شویم چه باک غرض اندر میان سلامت اوست
*** (5) شمسمغربى ***
ز هى ساکن شده در خانه دل گرفته سر به سر کاشانه دل
تو آن گنجى که از چشم دو عالم شدى مسور در ویرانه دل
دلم بى تو ندارد زندگانى که هم جانىّ و هم جانانه دل
*** (32) ملّا محسن فیض کاشانى ***
اى فغان از هى هى و هیهاى دل سوخت جانم ز آتش سوداى دل
این چه فریاد است و افغان در دلم گوش جانم کر شد از غوغاى دل
مىخورم من خون دل، دل خون من چون کنم اى واى من اى واى دل
این همه خون جگر از دیده رفت برنیامد درّى از دریاى دل
*** مهدى سهیلى*** این نامه که پیک آشنایى است پیغامبر غم جدایى است این نامه ، نواى جان خستَست خود ، آیینه دلى شکستست غمنامه روزگار در دست خونین اثرى زاشک مردست برآن که گل و بهار من بود مهتاب شبان تار من بود من بوى تو را زگل شنیدم رخسار تو را به ماه دیدم از من به تو اى سفر گزیده اى از همه عاشقان بریده در هر نفسم نواى زاریست در رگ رگ من غم تو جاریست من درد تو را به جان خریده جانیست مرا به لب رسیده از بس زغمت، ستم کشیدم بر هستى خود ، قلم کشیدم چون پاى نَهم به صحن خانه یاد تو کنم به هر بهانه یک عمر گذشت و از تو دورم من زنده در میان گورم تو گر چه به جمع ما نبودى یک لحظه ز ما جدا نبودى گفتم که امیدم از در آید زان پیش که عمر من سرآید گیرم که بهار دیگر آید صد باغ و بهار ، از در آید با غمزدگى ، بهار تلخست شیرینى روزگار ، تلخست گر از دگران، گسستهام من کى از تو جدا نشستهام من هر لحظه تو در کنار مایى شیرینى روزگار مایى هر برگ به ارتعاش آید گویم که صداى پاش آید چون برگ خورَد به پشت شیشه یاد تو کنم به دل همیشه
کوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد.
رفت که دنبال خدا بگردد و گفت: تا کولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.
نهالی رنجور و کوچک کنار راهایستاده بود، مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است کنار جادهبودن و نرفتن؛
درخت زیرلب گفت: ولی تلخ تر آن است که بروی وبیرهاورد برگردی. کاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست...
مسافر رفت و گفت: یک درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت.
و نشنید که درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز کردهام و سفرم را کسی نخواهددید؛ جز آن که باید.
مسافر رفت و کولهاش سنگین بود. هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم کرده بود...
به ابتدای جاده رسید. جادهای که روزی از آن آغاز کرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز کنار جاده بود.
زیر سایهاش نشست تا لختی بیاساید.
مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت.
درخت گفت: سلام مسافر، در کولهات چه داری، مرا هم میهمان کن.
مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، کولهام خالی است و هیچ چیز ندارم.
درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری.اما آن روز که میرفتی، در کولهات همه چیز داشتی، غرور کمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت.
حالا در کولهات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در کوله مسافر ریخت...
دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم وپیدا نکردم و تو نرفتهای، این همه یافتی!
درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم ، و پیمودن خود، دشوارتر از پیمودن جادههاست
معرفتی نو در ماه رمضان
١)بذل مال، پربارتر از روزه:
تَفْطیرُکَ اَخاکَ الصّائِمَ اَفْضَلُ مِنْ صیامِکَ.
نه فقط روزهدار است که به مقامات موعود، نائل مىشود بلکه تأمین کننده نیازهاى ضرورى صائم، به مراتب از مزایاى بالاترى بهرهمند مىگردد.
*روضة المتّقین، ج 3، ص 375؛ از امام کاظم.
٢) مرکز بدن را به روزه بسپارید:
صیامُ الْقَلْبِ عَنِ الْفِکْرِ فِى الْآثامِ اَفْضَلُ مِنْ صیامِ الْبَطْنِ عَنِ الطّعام.
روزه را آموزشگاهى بدانید که تمامى اعضا و جوارح بدن را تحت تعلیم قرار مىدهد و به یک مجرا و محل، ختم نمىگردد و لذا اهل صیام به تمامى ابعاد اصلاحى این قانون بنگرند.
*غررالحکم، ج 1، ص 458؛ از امیرالمؤمنین.
٣) تهمت، ناقض روزه:
مَنْ صامَ شَهْرَ رَمَضانَ فَاجْتَنَبَ فیهِ الْحَرامَ وَالبُهتانَ؛ رَضِىَاللّهُ عَنْهُ و اَوْجَبَ لَهُ الْجَنانَ.
بهشت را با همین یک قلم کالاى دنیوى یعنى روزه مىتوان ستاند به شرط آن که از حرامخورى و چشمداشت به حقوق و منافع دیگران بپرهیزى.
*بحارالانوار، ج 93، ص 346؛ از پیامبر اکرم.
۴) به هشدارهاى رمضانى گوش دهید:
مَنِ اغْتابَ مُسْلِماً بَطَلَ صَوْمُه وَ نَقَضَ وَضُوؤُهُ فَاِنْ ماتَ وَ هُوَ کَذلِکَ ماتَ و هوَ مُسْتَحِلٌّ لِما حَرَّمَ اللّهُ.
از آفات و بلیّات حقّ النّاس در قالب غیبت کردن مسلم، آن است که گوینده را از داشتن وضو و روزه، محروم مىگرداند و مرگ مغضوبانهاى در انتظارش خواهد بود.
*محجّةالبیضاء، ج 2، ص 133؛ از پیامبر اکرم.
۵) اعلام موارد دیگرى از مبطلات روزه:
خَمْسٌ یُفْطِرْنَ الصّائِم: اَلْکِذبُ وَ الْغَیْبَةُ وَ النَّمیمَةُ وَالْیَمینُ الْکاذِبَةُ وَ النَّظَرُ بِشَهْوَة.
مفسدات روزه را در معاصى مختلف مىبینیم که بخشى از آنها چنین است: نارواگویى، پشتسرگویى، فتنهگرى، سوگندهاى نابهجا و دیدگاههاى شهوت انگیز.
*محجّة الْبِیضاء، ج 2، ص 132؛ از پیامبر اکرم.
اشعار سروده شده در رثای امام عصر
*** شیخ مصلح الدّین سعدى ***
دیدار یار غائب، دانى چه ذوق دارد ابرى که در بیابان، بر تشنهاى ببارد
*** ***
دست به گل نمىزنم، زانکه نگار من تویى سوى چمن نمىروم، زانکه بهار من تویى
*** فخرالدّین عراقى ***
خوشا دردى که درمانش تو باشى خوشا راهى که پایانش تو باشى
خوشا آن دل که دلدارش تو باشى خوشا جانى که جانانش تو باشى
چه خوش باشد دل امّیدوارى که امّید دل و جانش تو باشى
*** (28) ***
تجلّى کن که عمرم در خزان است پرستوى دلم سویت پران است
مرا از کین دشمن، طعنه دوست هزاران درد و غصه در روان است
تجلّى کن شما بر دیده من برون کن تیرگىها از دل من
که از هجر رُخت در گلشن عشق نشد جز غصّه دل حاصلِ من
گلچینی از اشعار
*** شمس الدّین محمّد حافظ ***
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى آن شب قدر که این تازه براتم دادند
*** شیخ مصلح الدّین سعدى ***
مشنو اى دوست که غیر تو مرا یارى هست یا شب و روز به جز فکر توأم کارى هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کارى نیست در و دیوار گواهى بدهد کـــارى هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گـوید تا ندیدست تو را بى منش انکارى هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم همه دانند که در صحبت گُل خارى هست
*** شمس الدّین محمّد حافظ ***
دل مىرود ز دستم صاحب زمان خدا را بیرون خرام از غیبت طاقت نمانده ما را
اى کشتى ولایت از غرق ده نجاتم باشد که باز بینم دیدار آشنا را
ده روزه مهرِ گردون افسانه است و افسون یک لحظه خدمت تو بهتر ز ملک دادار
شهر رمضان
١) قدرت اجرایى ماه رمضان:
اِنَّ رَمَضانَ اِلى رَمَضانَ کَفّارَةٌ لِما بَیْنَهُما.
از فواید بىنظیر رمضان آن است که به خودى خود، تطهیر کننده یکسال زندگى آدمى است و به زبان دیگر، بابى از بهشت بوده که سند قباله نامهاش در عید فطر، تحویل مىگردد.
*جامع احادیث الشّیعه، ج 9، ص 105؛ از پیامبر اکرم.
٢)یک سال به جاى یک ماه: لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فى شَهْرِ رَمَضانَ مِنَالْخَیْرِ لََتمنَّتْ اُمَّتى اَنْ یَکُونَ رَمَضانُ السَّنَةَ کُلَّها. اگر مردم، قدر این ماه را مىدانستند که با چنین اوصافى، چتر رحمت بر سرشان کشیده؛ هرگز به روزشمارى آن نمىنشستند و از تمام شدنش، عزا مىگرفتند. *مستطرف، ج 1،ص 11؛ از پیامبر اکرم. ٣)یکدست کردن ایمان، از اثرات روزه است: فَرَضَ اللّهُ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلْاِخلاصِ. روزه، ماشینى از ماوراى طبیعت است که کارکردى جز لایروبى مجارى اعتقادى ندارد و زدودن ناخالصىها از نفْس لوّامه را تداعى مىبخشد. *بحارالانوار، ج 93، ص 368؛ از مادرمان فاطمه. ۴)مزایا و مضرّات به روزه: اِنَّ شَهْرَ رَمَضانَ شَهْرٌ عَظیمٌ یُضاعِفُ اللّهُ فیهِ الْحَسَناتِ وَ یَمْحُوا فیهِ السَّیِّئاتِ وَ یَرْفَعُ فیهِ الدَّرَجاتِ مَنْ تَصَدَّقَ فى هذَا الشَّهْرِ بِصَدَقَةٍ غَفَرَ اللّهُ لَهُ وَ مَنْ اَحْسَنَ فیهِ اِلى ما مَلَکَتْ یَمینُهُ غَفَراللّهُ لَه وَ مَنْ حَسَّنَ فیهِ خُلْقَهُ غَفَرَاللّهُ لَهُ وَ مَنْ کَظُمَ فیهِ غَیْظَهُ غَفَرَاللّهُ لَهُ وَ مَنْ وَصَلَ فیهِ رَحِمَهُ غَفَرَاللّهُ لَهُ. ماه رمضان، بسى بزرگ و سترگ است که همچون یک بانک مجلّل و مدرن، به کمترین رقمى از تلاشها، سود کلان مىدهد و برابر هر تقاضایى، وامى را تخصیص مىدهد و حالا دیگر نوبت شماست که چگونه لیاقت و شایستگى خویش را نشان داده و از برکات و فضایل و مناقب این واحد کمنظیر روحانى و عرفانى، بهره بردارى نمایید. *بحارالانوار، ج 93، ص 361 و امالى شیخ صدوق، ص 54؛ از پیامبر اکرم.
احادیثی برای بهتر درک کردن ماه مبارک رمضان
١)رمضان، ماه چنین قرآنى بود:
ما مِنْ حَرْفٍ مِنْ حُرُوفِ الْقُرآن اِلّا وَ لَهُ سَبْعُونَ اَلْفَ مَعْنى.
قرآن را دست کم نگیرید که هر حرفش، هفتاد هزار معنا دارد. کجا مىتوانى تفاسیر موجود را در فهم کتاب الهى، ملاک قرار دهى و به آنها اشباع شوى.
*مجمع البحرین در ماده ج - م - ع ؛ از پیامبر اکرم.
٢)چکیده حاجات در شب قدر: از پیامبر اکرم پرسیدند: در شب قدر از خداوند چه بخواهیم؟ فرمود: بگویید: اللّهمَّ اِنَّکَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْو فَاعْفُ عَنّى. خدایا تو بخشایشگرى و بخشندگى را دوست دارى و همه را به آن سفارش مىکنى؛ پس از روسیاهترین بندهات درگذر و غریق دریاى رحمتت گردان. *جامع احادیث الشّیعه، ج 9، ص 56. ٣)به محصولات رمضان بنگرید: اِنَّ رُوحَ الْمُؤمِنِ لَاَشَدُّ اِتّصالاً بِرُوحِ اللّهِ مِنْ اِتّصالِ شُعاعِ الشَّمسِ بِها. اى کسى که به دکتراى ایمان، مفتخر گشتهاى! بدان که تحتالحمایه بودنت از ناحیه ربوبى؛ جدّىتر است از تأثیرپذیرى جهان از تشعشعات خورشیدى. *اصول کافى، بخش ایمان و کفر، باب اخوةالمؤمنین بعضهم لبعض، حدیث 4؛ از امام صادق. ۴)روزه جسم و روح همراه با امساک زبان: کانَ عَلىُبْنُ الْحُسیَنْ اِذا کانَ شَهْرُ رَمضانَ لَمْ یَتَکَلَّم اِلّا بِالدُّعاءِ وَالتَّسبیحِ وَ الْاِسْتِغفارِ وَ التَّکْبیرِ فَاِذا اَفْطَرَ قالَ: اللّهُمَّ اِنْ شِئْتَ اَنْ تَفْعَلَ فَعَلْتَ. امام چهارم، در ماه مبارک رمضان، هرگز از زبان خویش به غیر از ذکر الهى استفاده نمىکرد و امساک در کلام را کاملاً رعایت مىنمود و فقط به ستایش ایزدى مىپرداخت. *جامع احادیث الشّیعه، ج 9، ص 12؛ از امام صادق. ۵)رمضان، مزرعه ایمان و محکمه محاسبات و حصارى در حقّالنّاس: مَنْ صامَ شَهْرَ رَمَضانَ ایماناً و اِحْتِساباً و کَفَّ سَمْعَهُ و بَصَرَهُ و لِسانَهُ عَنِ النّاسِ قَبِلَ اللّهُ صَوْمَهُ و غَفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ و ما تَأَخَّرَ. اى روزه دار! در دقایق ایّام میهمانى خالقت، فرصتها را پاس دار و بر غنائم ایمانت بیفزاى و میز محاکمهاى براى اعمال سالت قرار بده و خویشتن را به محاسبه گیر و تلخى عدالت فردا را به کامت بچشان. *محجّة البیضاء، ج 2، ص 124؛ از پیامبر اکرم.
بر سفره افطار
سلام به همه سلامی به زیبای ماه رمضان سلامی به دعاهای سحر و اجابت افطار بعد از چند سال دوری به عشق ماه رمضان دوباره وبلاگ با این شعر به روز کردم «بر سفره افطار» رمضون، مهمونتم همیشه وقت سحر زمزمه دارم بر لب که خدایا چى مىشد اگه من بر سر سفره آقاجونو مىدیدم ارباب شهرو مىدیدم چراغ عرشو مىدیدم حالا مىکنم زیاد درد دل پیش آقا کجا رفتى اى هما نازنینتر ز طلا رمضون، بى تو نداره هیچ صفا شهرِ عشقه رمضون آدما داخل شهر آدرس و نام تو رو همگى دارن تو دس همه سرگردونتن همه بىقرارتن وقت افطار که مىیاد دلاشون پَر مىزنه گوشههاى خونه رو همهاش سر مىزنه که ولىنعمت ما کِى پاشو رو چشمان ما مىذاره رمضون تو هم بیا دعا بکن صاحبِ شریعتو صدا بکن بگو، بسّه بىنمازى توىِ من تو نمازى، بیا اى نماز من بگو بسّه یکنواختى توىِ من تو شعاعى ، تو طلوعى تو قشنگتر ز بهارى تو چرا رفتى ز شهرم
با سلام و صلوات خدمت مولايم
سلام دوستان ،امروز برايتان در رابطه با شناخت و معرفت امام زمان براياتان نوشتم.ان شاءالله با خواندن اين مقاله از خواب غفلت بيدار شويم و بتوانيم سطح معرفت خود را در برابر اين قدرت الهي بالا ببريم.
من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه
كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهليت كفر و نفاق مرده
السلام علي حجه الله علي خلقه
اي كساني كه اين مقاله را مي خوانيد شناختتان از امام زمان در چه سطحي است؟آيا از معرفي نامه
خداوند براي امامانتان -خطبه قدير-چيزي ميدانيد؟وظيفه ام در بال ايشان چيست؟الان در چه برهه اي
از زمان زندگي مي كنيم و جايگاه امام عصر در كجاي زندگي ما قرار دارد در متن زندگي ماست يا در كنار و تاقچه تاريكخانه دل بر خوردمان با ايشان چگونه است.
امام منصوص از جانب خداوند او كه شناسنامه اش در غدير صادر شده خليفه حق تعالي بر خلايق است.
ايشان را به چه چيزي مي شناسيم به نيمه شعبان دعاي سمات يبعد از ظهر از جمعه يا دعاي ندبه اي بي محتواكه در سحر هاي جمعه خوانده مي شود و آنانكه خالصانه به اين راسم مي روند تنها كلماتي عربي مي شوند كه غالبا مفهوم و محتواي آنرا نمي دانند و ازند به تنها زمزمه اين الحسين و اين الحسين و احيانا اشكي در ناكاميهاي حيات دنيوي مي دانند و نمي فهمند كه دعاي ندبه يعني چگونه زيستن در عصر غيبت يعني انتظار به تمام معنايعني تبري ار ظلم و درندگي در هر زمان يعني درك خفت و خاري شيعه واقعي در اين عصر يعني درد يتيمي يعني فرياد استغاثه يعني درد جان كندن در ظلمات غيبت كه تنها آشنايان نور اين درد را مي فهمند نه آنانكه به ظلمت خود كرده در بسترزمان جز مطامع دنيوي نمي طلبند.واي بر ما ننگ بر چنين شيعه گري شيعه يعني پيرو كجاي اعمال ما پيروي از اهل بيت است؟كجاي انتظار ما چون انتظار امام صادق (ع) است او كه آه دلش (سيدي غيبتك وصلت مصابي بفجائع الابد آقاي من غيبت تو تا ابد مرا مصيبت بار كرده بحارا ص 219مي باشد كجاي استغاثه ما چون داد خواهي فاطمه اطهر و زينب كبري است كه برخي عرفا قائلند در آن دردهاي جانگاه منتقم كبير را فرياد مي كردند طالب خون مظلومين جهان از آغاز تا پايان زمان را.اين چه خمودي است درجامعه چه سر در گمي است در اعتقادات؟چه آشفتگي است در اخلاق؟با منتخب الهي چنين بي حرمتي؟با سفير كبيرعرش چنين ناسپاسي؟با واسطه گري فيض الهي چنين بي لطفي؟با سكنداران عرش و هستي چنين بد مستي؟با فخارنعلم الهي چنين جهالت؟با پدراني به دلسوزيمرتضي علي(ع)چنين دهن كجي؟هيچ ميدانيم در برابر چه قدرتي هستيم؟هيچ ميدانيم بقيه الله يعني چه؟يدالله فوق ايديهم يعني چه؟جاءالحق و زهق باطل كدام است؟عين الله،اذن الله،نورالله،سيف الله و.....را چه معناييست؟آيا كسي توان حمل اين اسماءعظيم ملكوتي را دارد؟جز آنكه خداوند نامزد هستي اس كرد و مدال لولاك لما خلقت الافلاك(اگر تو نبودي اي رسول افلاك را نمي آفريدم)بر سينه اش نصب نموده و بعد از خلقتش ب خود آفرين گفته و نداي فتبارك الله احسن الخالقين را در صفوف ملائك انداخته.اين است حق چنين مقامي؟اينكه جز اسم و رسمي از او ندانيم اينكه ظهورش را دور بدانيم و با اين خيال خام شيطان بر گرده هامان سوار شده بگويد حالا حالاها ماندهتا آقا بيايد و ما را در سياه چال گناه فرو برد؟چگونه است كه بعد ظهور حق است و نزديك دانستن آن تعيين وقت و باطل و حال آنكه نزديك دانستن اين امر مستند به قرآن و كلام اهلبيت نبوت است و اين منافاتي با عدم تعيين وقت براي ظهور ندارد چرا كه وقتي تعيين نشد.بر زمين بزنيم اين ابليس را و با ياد آن سرور ملائك و ختم اوصياء و يادآوري نزديكي ظهورش دستي بالا زده و به خود سازي بپردازيم كه اگر احيانا فرض بر دوري ظهور مظهر كامل نور باشد سفير مرگ چندان بعيد نيست لااقا براي اين مامور پر قدرت الهي آماده باشيم و توشه اي از خرمن افضل العباده الانتظار الفرج(برترين عبادتها انتظار فرج مي باشد)براي پرتگاه مرگ و محيط قبر بر داريم و با نقل و نبات كلام ايشان مشكل دل سنگ شده مان را بگشاييم تا خانه تاريك و سلول انفرادي قبرمان وسعت يابد و از انوار مصباح الهدايي ايشان نور گرفته و براي فرداي خود چراغي مهيا كنيم.شايد ظهور منجي عالم امكان ((عج))بسيار نزديكتر از آنچه مي پنداريم باشد بترسيم از واكنش اعمال خود اعمالي كه خلاف سيره و روش خلفاي خداوند استآن عزيز فطرتهاي انساني آن يار مظلومان و پدر يتيمان خواهد آمد او كه با وجودش حق ظاهر مي شود و خفاشان شب پرست مي سوزند و حيات به كالبد يخ زده هستي دور از خورشيد حقيقي مي رسد.با خود بگوييم اين چه اسلام است فرياد قرآن چيست؟دكور و ظاهر سازي به درد سكونت نمي خرد خانه لازم است و خانه با گچ بري و نامي تنها نيست زير بنب مي خواهد زير بنايش بايد از آزمايشگاه عرش مهر تاييد خورده باشد زير بناي خانه ايمان علي است (علي و اولاد معصومش)او كه خدايش دژمحكم ناميده :ولايه علي بن ابيطالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي (ترجمه:ولايت امام علي (ع) پناهگاهامن من است هر كسي كه در پناه من وارد شود ايمن از عذاب من است. عيون اخبار الرضا ج2 ص125)و مهر عصمت بر پرونده ايشان نواخته اين خانه ما است يا قرآني كه(باهمه عظمت)رنگش در زندگيمان نمايان نيست و جز قرائت و بوسه اي سرداز محبت از آن نمي دانيم. يا احاديث اهل بيتي كه از بس از ديگران جعل حديث شده و سخنان و مدلهاي دنيا داران شرقيو غربي به خوردمان رفته متروك مانده به گونه اي كه گفتنش براي گوينده و شنيدنش براي شنونده دشوار گشته؟با خود بگوييم اگر امسال سال آخر غيبت باشد چه كنيم؟نه اگر اين ماه يا هفته آخرين مهلت ما باشد چه ميكنيم؟آيا براي محكمه هاي عدل الهي كه در زمين به دست يدالله برگزار ميشود جوابي داريم وكيل مافعمان كيست؟او كه بتواند در برابر عالم به اسرار مقابله كند آيا براي مرگ آمادهايم؟پاسخ ملكين را چه ميدهيم؟دل خوشيم به ينكه نام معصومين را به زبان ميآوريم و تمام مي شود در آن چه تضميني براي قدرت تكلم داريم؟لابد بعد هم چون روي قبرمان مي نويسند آرامگاه ما در آرامشيم در امان از جاوران خاكي و غيبي و به دور از فشار عظيم قبر و تنهايي؟اگر اينگونه باشيم بسيار خوش باوريم و خوش باوري ما در سنت الهي تبديللي ايجاد نمي كند كه براي هر عملي عكس العملي قرار داده.پس به دست به دامن حبل الله المتين زده روي دل به خدا كرده بگوييم خدايا از مدعي صرف بودن خسته ايم به آب حياتي از كوثر مرتضي علي(ع)به دست با كفايت امام عصر(عج) زنده مان كن و ناخالصيهايمان را بزداي و شيعه واقعي مان كن شيعيه اي كه فريادش اللهم اجعل و فاتنا شهاده في سبيل ولي امرك الحجه مي باشد و بگوييم خدايا خالق ما تويي و خود در كلامت ريالرآن گفتهاي(خلق الانسان ضعيفا)ما ضعيفيم به هر بادي كه از جانب شيطان ميوزد شاخه هاي سست ايمانمان مي لرزد و درخت دينداريمان به تلاطم مي افتد و اگر تو ياري نكني سرمايهناچيز ايمانمان را باد گناه مي ربايد بگوئيم خدايا ما را ياري كن برنفس برشيطان بر دشمنان بر آنانكه براي گسترش اديان منسوخ يهوديت و مسيحيت از حربه هاي نظامي و فرهنگي استفاده مي كنند و مي خواهند نداي الله اكبر و لا اله الا الله در زمين نباشد و كمر به نبرد با ياران ولي امرت بسته اند.بگوئيم:خدايا درد بي كسي بس است منجي ما رابفرست و اسلام غريب را عزيز گردان و دست نوازشي بدست بقيه الله برسد مستضعفين تاريخ بكش.طرف حساب خود را در قيامت صغري (ظهور) و محشر كبري قيامت بشناسيم و ميزان ارادت و عرفان خود را با تفكر در اين فقرات از زيارتجامعه (مفاتيح الجنان)ببينيم.السلام علي ائمه الدعاه و القاده الهداه و الساده الولاه و لذاده الحماه و اهل الذكر و اولي المر و بقيه الله و خيرته و حزبه و عيبه علمه و حجته و صراطه و نورهو برهانه.درد بر پيشوايان دعوت كننده به حق و زمامداران و رهبران راهنما در هر عصر و آقايان سرپرست و نگهداران حاميان دين خدا و ايشان كه مصداقفاسئلو اهل الذكر (از اهل ذكر بپرسيد)قرآنند و صاحبان امري كه دستور به فرمانبرداري لز ايشان داريم و الان در عصر آخرين ايشان حضرت حجت (عج)هستيم.و سلام بر برگزيدگان خداوند و سپاهيان و گنجينه هاي دانش ودليلان راه او كه در پناهشان بيراه اي نمي ماند و سلام ب راه خدا و نور او ايشان كه مصاديق((صرط مستقيم))و((الله نور السماوات و الارض))ميباشند.به اميد اينكه ادعيه و زيارت و احاديث ماثوره از اهل بيت را سرسري نخوانيم و بدانيم چه مي گوييم و به اميد تفكر در فقرا اين زيارت عظيم.از خدا بخواهيم كه خاكگ پاي مفسر و مصداق زنده و واقعي اين عناوين را طوطياي ديدگانمان نمايد و ما را لايق ميزباني اين پدر دور از وطن گرداند.
((اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

